|
همیشه از این کلماتِ دنیای مجازی و دوستان مجازی و رابطه مجازی و اساسا هر چیزی که توش لفظ مجازی به کار رفته باشه به شدت بدم میومده و میاد...دیروز مقاله ای در رادیو زمـانه -که ظاهرا خیلی نویسندگان و طرفداران روشـنفکری داره(!)- نوشته شده بود به اسم دنیای پالسماکه. از شنیدن و خوندن چنین مقاله هایی که انگار مخاطب خودشون رو یک مشت بچه راهنمایی فرض میکنن حالم بهم میخوره؛ جملاتی مثل هر کس در اینـجا میتواند با چندین هویت وارد بازی شود... یکـی از قوانـین این بازی ناشناس بودن و بی اعتمادی به یکدیگر است... تصویری که شما از یکدیگر میسازید ضرورتا شخصیت واقعی آن فرد نبوده ... در این تصویر کسی موفق تر است که توانایی بیشتری در بیان خواهش های خود داشته باشد ... چگونه میتوان ندید، نشنید، نبویید ،لمس نکرد و عشق ورزید... واقعا اگر اینها نشانه یک دنیای مجازی هست پس ما همیشه در زندگی مجازی به سر می بریم، تمام علائم بالا در زندگی واقعی من وجود دارن. دوستان و حتی فامیل هایی که همیشه فکر میکردم میتونم روشون حساب باز کنم ولی در عمل این طور نبود آیا این نشان از چند شخصیتی و چند چهره بودن اونها نیست؟؟ ...کی تونسته تو این دنیا به کسی اعتماد صد در صد داشته باشه و بر اساس اون برنامه ریزی کنه؟ مگه غیر از اینه که تصویری که ما از دیگران میسازیم در وهله اول بر اساس حرف های اونهاست...اصل تملق گویی و چرب زبانی یا به قول اینها توانایی در بیان خواهش ها مگه توی همین دنیای واقعی کارساز نیست؟؟ با این همه امکانات و فناوری های جدید هم میشه دید هم شنید اما مگه ملاک عشق ورزی فقط به بوییدن و لمس کردنه؟؟ فکر میکنم افرادی که ما توی دانشگاه یا محیط کارمون میبینیم خیلی پیچیده تر از افراد واقعی ای هستن که ما در این دنیای اینترنت گاهی با اون ها دردودل میکنیم یا بعضا مشورت و همفکری میگیریم. به عقیده من این بازی نیست اگه هم هست اون کسی برنده است که بتونه در این بین تجاربی برای زندگی واقعی خودش کسب کنه و خودش رو در مواجه با انسان های واقعا واقعی! بهتر بشناسه. پ . ن : هفت شهر عشق را عطار گشت ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم ./ |
|
+
شنبه 20 مرداد1386  6:18 PM توسط صاحابش |
|
|
یه زمانی پیدا کردن پسورد آدم ها خیلی راحت بود یعنی کاملا میشد حدس زد که طرف یا شماره شناسنامه یا شماره تلفن خونه یا تاریخ ازدواج یا اسم معشوقش یا چیزهای خیلی بدیهی رو برای پسورداش انتخاب میکنه. اما حالا میبینی یک پسورد دارن به چه عضـــمت یا کلمه ای ساختگی که فقط به عقل جن میرسه؛تا اونجایی که حتی برنامه هایی اومده که برات یک شماره پسورد نجومی میسازن که شب با خیال آسوده بخوابی و مطمئن باشی که به عقل جن هم نمیرسه!... اما من تمام پسوردهام اونقدر راحته که بدون هیچ گونه فکر کردنی کاملا میشه حدس زد. و عقیده دارم آدم های مهم خیلی وقت برای پیدا کردن اسمی برای پسوردشون نمیذارن و همچنین عقیده دارم آدم های به اصطلاح زیرک سراغ بدیهیات نمیرن. ز . ز: البته هیچ لزومی نداره من اینجا عنوان کنم مجردم یا خیر اما جدا من اگر میدونستم ویزیتورهام اینقدر حرف های زیادی من رو جدی میگیرن حداقل چهارتا حرف حساب مینوشتم اینجا. ز . ز: چرا همیشه موقع خداحافظی کردن یادمون میفته کلی حرف نزده داریم؟؟ پ . ن: خوشحالم خیلی از اینکه ویزیتورهام محدود به یک عده خاصی شدن.این طوری راحتر میشه نوشت./ |
|
+
چهارشنبه 10 مرداد1386  0:7 AM توسط صاحابش |
|
|
صفحه نخست آرشیو Benetton @ Flickr |
| ♫ سایت هایی که می بینم ♫ |
|
قطار News هفتان News WireImage Mr. Old FashiOn هارمونیک Neiman Marcus BBC Finger Tips |
| ♫ ITوبلاگ های مورد نيازم ♫ |
|
پاپیون بلاگ عصرونه یک پزشک یک کلیک برای همیشه Milad |
| ♪ اضـــــافــات ♪ |
|
|